باسمه تعالی دکتر زمانی
سندروم سلبریتی در ایران
سلبریتی (celebrity) ) یعنی افراد معروف و شاخص در زمینه های مختلف که جامعه، آن ها را به دلایل گوناگون، به عنوان اشخاص کاریزماتیک و مطرح قبول دارد و در هر کشوری سلبریتی ها، در زمینه های مختلف سینمائی، موسیقی، ورزشی، فرهنگی، اجتماعی و حتّی سیاسی هستند، و اظهارات و مد لباس و رفتار و گفتار آن ها در کانون توجه رسانه های محلّی، ملّی و حتّی بین المللی قرار می گیرد.
و امّا در ایران، قضایا شکلی دیگر و داستانی دیگر دارد! در اینجا سلبریتی های هنری، غالباً اکثرشان در زمینه های مختلف اظهارنظر کرده و واکنش نشان می دهند. از تجویز قرص و آمپول تا اظهارنظرهای سیاسی ـ اجتماعی!
مفهوم سلبریتی هم مانند بسیاری از مفاهیم وارداتی و آن سوی آبی، عقیم و ناکارآمد است و فضای جامعه اسلامی ایران، نه تنها از وجودشان متنعّم نیست، بلکه بارها و بارها چالشی برخورد کرده و خسارات اجتماعی زیادی را متوجّه نظام و حکومت کرده اند.
پس واقعیت این است که جریان سلبریتی، در کشور ما بیمار است و در راستای انقلاب و نظام حرکت نمی کند. آن ها یا دو تابعیتی و چند تابعیتی هستند و یا تمایل به این کار دارند! دوست دارند فرزندانشان را فرنگ و امریکا به دنیا بیاورند! بسیار دوستدار حیوانات و نگهداری سگ و گربه اند و حتی حکایت ها و داستان ها برایشان می نویسند! آن ها شیفته فرهنگ و تمدّن غربی بوده و مبلّغ عملی سبک زندگی غربی اند، در بحبوحه مشکلات و مسائل زندگی اجتماعی مردم ، آن ها ژست حمایت از مردم می گیرند ولی در عمل، خود را جدا از مردم می دانند. فقط و فقط زبان انتقاد و کنایه دارند و خبری از راه حل و حمایت واقعی نیست! جالب تر آن که به خود اجازه اظهارنظرهای سیاسی، اجتماعی می دهند و در قامت مخالف نظام و حکومت قد علم می کنند. غافل از این که از سیاست و مافیها، سررشته ای ندارند و خواسته یا ناخواسته، لطمات جبران ناپذیری به سرمایه های اجتماعی جامعه و باورهای عمومی مردم می زنند.
در انتخابات موضع گیری رسمی می کنند، تبلیغات می کنند و سپس، بدترین و بیشترین نقدها و نیش و کنایه ها را به همان جریان تبلیغ شده وارد می کنند، و دنبال قاصر و مقصرند، و خود چهره حق به جانب می گیرند، هر از گاهی هم کوچ می کنند و با کشف حجاب و جنجال های خبری و حاشیه سازی، خود را مدّتی بر سرزبان ها می اندازند. معمولاً بنیان های خانوادگی محکمی ندارند! برخی هم با وجود آب، شناگران ماهری هستند و ماهیّت محافظه کارانه خود را رو می کنند! ...... و خلاصه شرح قصه این سندروم سلبریتی هم ، هفتاد من مثنوی است!
امّا در این جا می خواهم به دو نکته توجه کنم. اوّل این که چرا !؟ چرا قشر به اصطلاح سلبریتی ما این گونه هستند !؟ این گونه حرف می زنند !؟ این گونه رفتار می کنند !؟ چرا این جریان غالباً بیمار است !؟ و دچار سندروم و اختلال !؟
به نظر می رسد ریشه این موضوع به آموزش و به تبع آن، تربیت (پرورش) بازگردد! واقعیّت این است که جماعت سلبریتی جامعه ی ما، همان آدم های این مرز و بوم هستند، که در این نظام آموزشی و پرورشی رشد و نمو یافته و به بار نشسته اند. مگر ما چه کاشته ایم که امروز توقع برداشت آن را داریم !؟ وقتی نظام آموزشی و پرورشی یک حکومت عقیم و غیرانقلابی است! وقتی داده های ما دقیق انتخاب نشده! ، وقتی سیستم آموزشی ما ، چه در آموزش و پرورش و چه در آموزش عالی، هم پای تحوّلات انقلابی جمهوری اسلامی حرکت نکرده و ایستا است! وقتی اساتید و معلّمین ما ، رویکرد انقلابی و جهادی و اسلامی ندارند، وقتی به آن اعتقادی ندارند!، چه توقعی است!؟ سندروم سلبریتی در ایران یکی از محصولات ناقص الخلقه این نظام آموزشی است.!
نظام آموزشی که در ایفای نقش خود، در جهت رساندن پیام انقلاب و نهادینه کردن فرهنگ و سبک زندگی اسلامی ـ ایرانی، ناتوان است! نظام آموزشی که معلمّش دغدغه نان دارد تا علم و بینش ! نظام آموزشی که روزمره گی می کند و بازیچه ی دست سیاست و سیاست بازی است. عملاً باید سلبریتی اش چگونه باشد؟! اتفاقاً اگر غیر از این باشد باید تعجّب کرد.
اجازه دهید صریح تر و ساده تر بگویم. تا زمانی که ما به آموزش نگاه درست نداشته باشیم، تا زمانی که نهاد آموزش میدان بازی های سیاسی باشد.وتا زمانی که متولیّان امر تصمیم سازی و تصمیم گیری در نهاد آموزش کشور نفوذی بوده و یا معتقد به انقلاب اسلامی و ارزش ها و باورهای آن نباشند، نباید توقع داشت سلبریتی جامعه در راستای نظام و انقلاب حرکت کند و این سندروم سلبریتی در ایران ادامه دار خواهد بود!
اجازه دهید کمی هم عمیق تر شویم! وقتی خوراک شما چنین است در عمل باید منتظر ناهنجاری های رفتاری و گفتاری و اجتماعی باشید. در عرصه هنر ( موسیقی، سینما، صدا و سیما، تئاتر) این سندروم قوی تر ، پررنگ تر و ملموس تر است! به خصوص در فضای سینما و سپس در صدا و سیمای ملّی کشورمان.
به طور مثال: در مجموعه های شش گانه پایتخت، پنج مجموعه با محوریت یک نویسنده به اسم خشایار الوند (مرحوم) شکل می گیرد و شما می بینید که این مجموعه به طور کلّی تا سری پنجمِ خود موفّق ، سرآمد و زبان زد است. ولی با فوت آقای الوند و تغییر نویسنده معلوم الحال، خط سیر پایتخت ششم وارد ریل دیگری می شود. تازه در سریالی که شخصیّت ها همگی ساخته شده اند و هر کدام جذابیت های خاص خود را دارند، این همه هجمه و نقد و انتقاد را متوجّه خود دارد و واقعیّت این است که صدا و سیما هم کار بسیار مشکلی دارد از طرفی خواهان جذب حداکثری است، از طرفی هجمه نقد و انتقاد ، از طرفی شرائط کشور و ....... حال با تمام این مسائل، وجود مسئولینی که رویکرد منفعلانه دارند، گره کار را بیش از پیش کورتر کرده و به اصطلاح قوز بالاقوز می شود!!
سینما و فضای سینمائی کشور بسیار آلوده تر و مخرّب تر است، و گویی این ویروس و سندروم غوغا می کند، که خود نوشته ای جدا می طلبد. متأسفانه این سندروم سلبریتی ایرانی بسیار مسری و همه گیر است! ولی خوشبختانه برعکس ویروس کرونا، درمان آن وجود دارد. برای درمان، اوّلاً باید نظام آموزشی و پرورشی تراز انقلاب را به جدّ مطالبه کنیم و مسئولین هم باید از خواب خرگوشی بیدار شوند و هر چه زودتر در پی اجرائی کردن سند تحول بنیادین آموزش و پرورش باشند و مجلس هم در قانون گذاری در این زمینه ، نقش بسیار مهمّی دارد. باید ساماندهی آموزشی ما در اولویت سیاست ها و برنامه ها قرار گیرد و گر نه موج عظیم سرایت این ویروس خطرناک غرب زدگی و خودتحقیری و خودباختگی در وسعت و عمق بیشتری از پهنه ی فرهنگ این جامعه خودنمایی خواهد کرد. ثانیاً راه درمان دیگر، باید به جوانان انقلابی، دلسوز و هنرمندان متعهد، فرصت و میدان داد تا بتوانند قرائت خود را از هنر و تعهد و هنرمند متعهد عرضه کنند.
و امّا نکته دوّمی که باید اشاره کنم، وجود هنرمندان و هنروران گران سنگی است که وظیفه و مأموریت خود را به خوبی ایفا می کنند و ما مخلص و دست بوس آنهائیم. آن ها هر چند کم هستند ولی هستند . این عزیزان باید جزء پرچم داران تحوّل در این عرصه باشند، چه در عرضه هنر ناب اسلامی ـ ایرانی و چه در کسوت استادی و تربیت هنرجویان متعهد.
به لطف الهی، ویروس غرب زدگی را شکست می دهیم. و راه حل رهایی از این سند روم را می یابیم.
یا حق
سروش فرهنگ...
ما را در سایت سروش فرهنگ دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 190 تاريخ: پنجشنبه 11 ارديبهشت 1399 ساعت: 1:02